تبليغاتX
نوشته های یک آدم کمی معمولی


نوشته های یک آدم کمی معمولی

تناقضاتی وجود دارند که فهم بشری قادر به توجیه آن‌ها نیست.
"یه دل دارم و دو دلبر، یکی از یکی قشنگ‌تر [...] هر دو تا رو دوست دارم، هر دو تا دلدارم‌ ان."
"رو قلبِ وامونده‌ی من، آه ... یکی‌یه‌دونه‌ای"
خواننده‌ی هر دو شعر: شهرام شبپره‌ی کبیر [فکر کنم توی یه نظرسنجی ِ معتبر، بهترین خواننده‌ی تاریخ ِ جهان شناخته شده...فکر کنم !]


نوشته شده در پنجشنبه 20 بهمن1390ساعت 18:42 توسط آدم کمی معمولی| |

جدیدترین معیار سنجش آدم‏ها: عزیزم قبلا چند بار سکس داشتی؟ 

نوشته شده در سه شنبه 22 آذر1390ساعت 8:7 توسط آدم کمی معمولی| |

سیب را گاز بزن حوا باید از اینجا برویم، بهشت اگر جای خوبی بود که خدا تنها نمیماند.
مطرود.

نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1390ساعت 8:33 توسط آدم کمی معمولی| |

چند روزیست برگشتم به اهواز اما حال هوای گذشته را ندارم !

انگار بزرگ شده ام.

در آخر تنها ، تنهایی می ماند و تنهایی که   آرزوی در آغوش کشیدنشان  را به خاک می بریم .

نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1390ساعت 8:26 توسط آدم کمی معمولی| |

از گل یا پوچ بچگی تنها دو دست پوچ ماند

نوشته شده در دوشنبه 21 آذر1390ساعت 8:16 توسط آدم کمی معمولی| |

معتقدم این بچه هایی که دوم مهرماه گریه می کنن خیلی لوس تر از ما میشن که اول مهرماه گریه کردیم.

نوشته شده در یکشنبه 3 مهر1390ساعت 14:19 توسط آدم کمی معمولی| |

شاید تخم مرغ مثل تخم سگ فحش نباشد اما میدانم یک روز تخم شتر مرغ برای فحاشی جواب مثبت می دهد.
نوشته شده در جمعه 1 مهر1390ساعت 18:18 توسط آدم کمی معمولی| |

شاید تتوی رو دستم به افکار فراماسون ها نزدیک باشد اما دلیل خوبی برای کشاندن هر روز من به مکانهای بازجویی شما با فشار مغزی کاملا ضعیف انسان های آنجا درست نباشد .
نوشته شده در جمعه 1 مهر1390ساعت 15:27 توسط آدم کمی معمولی| |

همین روزهاست که pitbull یه آهنگ بخونه feat عباس قادری
شورشو در ...
نوشته شده در سه شنبه 29 شهریور1390ساعت 13:58 توسط آدم کمی معمولی| |

جهان زیبایی نیست.شک نکن و تنها شک کن.یعنی همه چی دروغه حتی تو حتی من.گفته بودم که.اما گاهی در میان همین کثافت ها چیزهای ناب هم پیدا می شود.
اشرار هوای اشرار را داشته باشید.ما زیاد نیستیم ،اما سقف مان بلند است. شاهین رفیق بی شرمانه شرررریم.
نوشته شده در پنجشنبه 27 مرداد1390ساعت 3:40 توسط آدم کمی معمولی| |

واقعا وقتی فرد موفقی را می بی نی م معروف ترین جمله و کار آمد ترین جمله ای که برای فرد در بین ما ایرانی ها بکار می رود ٬: این دوستمون تا دیروز ک و ن می داد.
نوشته شده در یکشنبه 23 مرداد1390ساعت 3:0 توسط آدم کمی معمولی| |

نامردها آهنگ پیشواز گوشی ام را پلنگ صورتی گذاشته اند هر چه تلاش کردم نتوانستم به همان بوق خودمان بر گردانم ش ٬کمی با دنیای مدرن ایرانسل غریب م !
نوشته شده در شنبه 22 مرداد1390ساعت 9:15 توسط آدم کمی معمولی| |

نمیدانم به که بگویم شاید این جا هم جایش نباشد اما دلم می‏خواهد کسی باشد که بسیار برایش دل‏تنگ باشم.

مدت هاست مرا از جهنم میترسانی د!

خدا٬ جهنم تو در مقابل جهنم٬ نبودن او برایم سخت تر بود میدانم.

نوشته شده در چهارشنبه 12 مرداد1390ساعت 2:11 توسط آدم کمی معمولی| |

روح الله داداشی هم رفت و خدا شد.

شاید شما نمیدانید اما  اگر ۱ بار هم کلامش بودید معنی مردانگی به شما نزدیک تر بود.

در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تورا میبوسند طناب دار تورا میبافند
مردمی که صادقانه دروغ میگویند
و خالصانه خیانت میکنند...
در کرج هستیم برای کمک به برادران داداشی.
نوشته شده در دوشنبه 27 تیر1390ساعت 18:13 توسط آدم کمی معمولی| |

کجا میرفت!معلوم نیست . اما میدانم در این راه گم شده بود.

ستاره ای بود که در فضای خالی خاموش شد و حالا دیگر در این فضا ٬ هیچ چیز نیست...

نوشته شده در شنبه 25 تیر1390ساعت 15:1 توسط آدم کمی معمولی| |

حذف شد.

نوشته شده در جمعه 24 تیر1390ساعت 14:0 توسط آدم کمی معمولی| |

این قالب ها هم بازی شان گرفته هر زمان که از نوشته ها خسته می شوند می پرند.
نوشته شده در پنجشنبه 16 تیر1390ساعت 12:35 توسط آدم کمی معمولی| |

شاید باید کسی کنارم باشد ترجیح میدهم جنس مخالف باشد.
نوشته شده در پنجشنبه 16 تیر1390ساعت 1:43 توسط آدم کمی معمولی| |

تاریک است میدانم  نگاه کردن بی فایده است حتی نمیخواهم پشت سرم را نگاه کنم.
نوشته شده در چهارشنبه 15 تیر1390ساعت 13:51 توسط آدم کمی معمولی| |

نمیدونم! شاید شمال و یکم عرق سگی بد نباشه.

نوشته شده در شنبه 28 خرداد1390ساعت 14:49 توسط آدم کمی معمولی| |

چه تنها و بی روح این آسفالت های بی جان را زیر پای می گذارم.
نوشته شده در جمعه 27 خرداد1390ساعت 12:31 توسط آدم کمی معمولی| |

این همه معترض در خیابان...!

کاش کمی تخم داشتیم.

نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد1390ساعت 15:3 توسط آدم کمی معمولی| |

چه هرزه شده اند چشم های نجیبم وقتی تو را در کالبد هر غریبه ای جستجو می کنند.
نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد1390ساعت 3:39 توسط آدم کمی معمولی| |

۲۲ خرداد اتفاقی تو را در خیابان میان اعتراض سکوت دیدم.
تنها نبودی
اما ...
خوشبخت هم نبودی..
نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد1390ساعت 3:19 توسط آدم کمی معمولی| |

وقتی عاشق می شویم دوست داریم کاستی هایمان پنهان بماند البته نه بخاطر تکبر٬ بلکه بخاطر رنج نبردن معشوق.

درست است٬عاشق می خواهد شبیه خدا باشد٬

اما نه از روی تکبر.

نوشته شده در یکشنبه 15 خرداد1390ساعت 2:4 توسط آدم کمی معمولی| |

اندیشمند نیستم ٬ اما روزگاری میدانستم چیزها را ساده تر از آنچه هست بپندارم.

نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 14:33 توسط آدم کمی معمولی| |

آره این زمونه ٬ وقتی زن من و دختر تو و مادر شما یعنی داف.
نوشته شده در چهارشنبه 11 خرداد1390ساعت 15:12 توسط آدم کمی معمولی| |

ما ایرانی ها همه چیزمان هم که بد باشد٬ ک و ن خود را با دسمال پاک نمیکنیم!  
نوشته شده در سه شنبه 10 خرداد1390ساعت 14:32 توسط آدم کمی معمولی| |

نگذاریم آزادی به سیاهی استبداد سقوط کند...

روزی بر خواهم گشت و نوشت که ایرانی آزاد باشد.

نوشته شده در جمعه 2 اردیبهشت1390ساعت 10:39 توسط آدم کمی معمولی| |

«به نام انسانیت»

مادران وقتی دوستان پسرانشان به موفقیت خاصی میرسند٬ به آسانی به آن ها حسادت می کنند.

معمولا هر مادر در وجود پسرش بیشتر از پسر٬ خودش را دوست می دارد.

شرمنده ام مادر.

نوشته شده در جمعه 26 فروردین1390ساعت 17:0 توسط آدم کمی معمولی| |


Design By : Night Skin